گالان فریاد کشید: بویان میش! هرگز مجسم نکن در برابر فاجعه یی که هنوز اتفاق نیفتاده، چگونه باید عزا بگیری. مثل آن زن هایی نباش که دایما روز مرگ مادرانشان را پیش چشم می آورند و گریه می کنند _ در حالی که مادرهایشان با پاهای نیرومند و دست های قوی، مشغول آب کشیدن از چاه هستند یا بیرون کشیدن نان از تنور! بگذار خبر مرگ کسی برسد، بعد، متناسب با شرایط، ترتیب عزاداری را خواهیم داد. بویان میش ! هرگز عزاداری را در ذهنت تمرین نکن! این کار، ذهنت را تاریک می کند و روحت را ذلیل...


+کاری که من میکنم این روزا...شیون قبل مرگ! نادر ابراهیمی چه قدر خوب دغدغه ها رو میدونه و چه خوب تر با قلم سحر آمیزش ساده ترین ها رو تاثیرگذارترین میکنه ... دلم میخواد کتابش رو جرعه جرعه بنوشم !