معمولا ، دید خوشی نسبت به خیریه های غذا ندارم. چون قیمت غذا به طرز ناعادلانه ای بالاست ،همیشه بد دل هستم نسبت به فرآیند تهیه شون،  از فضایی که بوی غذاها توی هم مخلوط میشه هم متنفرم ، و در آخر اینکه اون سودی که حاصل میشه از فروش، چیز دهن پرکنی در مقابل این همه تکاپو نیست !

هر ترم، خیریه ی شفا دانشگاه آستین بالا میزنه ،همت میکنه و از هفته قبل تبلیغ میکنه و ... فضای روزمره ی خاکستری دانشگاه رو یه رنگی میده :) تنها چیزی که از این خیریه خوشم میاد، همین شور و نشاطی هست که زیر پوست دانشگاه راه میندازه

امروز تازه متوجه یه پوینت مثبت این جشنواره شدم😅 فرصت خوبیه برای برانداز کردن بچه ها D:

روابط و رل های نو پا مشاهده کردیم امروز !!

چهره های عبوس درس خون جدی امروز خودمونی بودن !

ترمک ها رو دیدیم ! 

بچه های دانشکده های دیگه ... 

بچه های بین الملل

وای امروز چه قدر سلام احوال پرسی کردم😅 .انقده که دهنم کف آورده بود :/

بات ایت واز گود🤗

+ من و راضیه خواهرجان و ترافل های شکلاتی که کرد تو پاچه من😌

+این پسره ترافل فروشه چقده بانمک بود آخه😐 ترمک و این همه جذابیت 🤔😅