فیلمو بزنیم بره عقب ...

عقب، عقب ،عقب ،برو عقب تر... عقب ،خوبه . بعد اعلام نتایج اولیه کنکور 96

آها ،نه یه ذره عقب تر... آها خوبه خوبه !

میشنستم تست میزدم ،با هندزفری و اهنگای خز و خیل😁 من جمله "امشب دل من هوس رطب کرده" ،" امشب شبه مهتااابه" ، "سر راه کنار برین دوماد میخواد نار بزنه ..."

گفتم سر راه کنار برین ...

صبح روز کنکور، دم در حوزه که غلغله بود و هیجان داشتم زودتر برم تو ،آهنگ حضرت شماعی زاده تو ذهنم پلی میشد: سر راه کنار برین ، هوپی میخواد تست بزنه😂

حالا بماند سر کنکور وقتی رسیدم به فیزیک و مغزم قفل شد پلی میشد:دل بیچاره ی من به غیر از خر زدن گناهی ندارد ،خدا داند ![با صدای علیرضا قربانی😂]


گذشت و گذشت و نتایج اولیه اعلام شد و آبی رو آتیش دل مون ریخته شد . شبش خواب دیدم داریم اسباب کشی میکنیم به مقصد نامعلوم مورد نظر، بین راه مامانم دنبال یه خیاط خونه میگشت واسه من روپوش سفید بدوزه .[زان جهت که مامی من خیاطه و کل لباسام رو اون میدوزه😍] یه خیاطی بین راهی پیدا کردیم. خیاطه اندازه هام رو گفت که بدوزه ،خیلی لفت میداد. مامان حرصش گرفت : پاشششووو عاااامووو تو هم خیاطی بلد نیستی اسم خودتم گذاشتی خیاط !بعد هم آهنگ شماعی زاده عزیز رو گذاشت رو یه رادیو قدیمی ،نشست پشت چرخ😂

همچنان که مامان میدوخت ، شماعی زاده با صدای هر چه طنازتر میخوند: این لباس پر یراق به قامتش چه خوب میاد !

من بشکن میزدم همراش میخوندم😂

این شما و اینم لینک آهنگ معروف😁 🎼🎧

صبح که بیدار شدم خوابو تعریف کردم واسه مامان... گفت پاشو بریم بازار !

رفتیم پارچه فروشی!! میخواست پارچه سفید بخره روپوش بدوزه !من جیییغ و داد که هیچی معلوم نیست مامان! ! تو رو خدا نکن ... بعد گفت خب باشه دست خالی نریم، پارچه خرید برای مانتو دانشگاه .

دیگه این که ما چشم بازار و مدلای ژورنال مانتو رو در آوردیم... از بس که خواستیم مانتوعه لاکچری بشه از اون ور بوم افتادیم... اصلا دلم نمیخواد بپوشمش😂 هر چند اون اوایل جوگیر بودم میپوشیدمش. رنگ استخونی خریدیم به روپوش پزشکی نزدیک باشه😂😵

دیگه قسمت شد که روپوش سفید رو آماده بخریم :) حالا هم دارم اتو میکنمش