کیفیت خوابهام به شدت پایین اومده ... قشنگ میفهمم که دارم حرص میخورم تو خواب ! اینجوریه که تمام صحنه های عادی روزمره برام ساخته میشه ،بعد تمام آدمها و رفتارهای وحشناکی که تو بیداری ازشون انتظار دارم ، توی خواب به فجیع ترین وضع ممکن روم پیاده میشن! مثلا اگه تو بیداری منتظر یه عکس العمل بد از طرف فلانی هستم ولی خب اون انجام نمیده[حالا به خاطر سعه ی صدر یا اینکه ذهن من بی اندازه منفی بافه یا هر چی ..]  توی خوابم تمام اون فکرها نمود دیداری پیدا میکنن ...

استرسهای نهان اگه توی بیداری بیرون ریخته نشن ،توی خواب بیرون میریزن !خواب هم که کیفیت نداشته باشه...خودتون میدونین دیگه! مختل شدن کارهای روزمره و ذهن خسته و...

سه چهار ماه پیش روانپزشکم گفت بیا برای جلسات روان درمانی .به مامان اینا که گفتم ، گفتن تو احتیاج نداری . اصلا مگه چه مشکل خاصی تو زندگیته؟ تو ناشکری !میدونی چند نفر آرزو میکنن کاش جای تو بودن ...

اما من به شدت به حرف زدن با روانپزشکم احتاج دارم . به اندازه خدا حرفاش و نصایحش رو قبول دارم! کلی مسئله هست که برای حلشون باید ازش راهکار درست بگیرم. ولی ... هر چی بیشتر میگذره از رفتن پیش روانپزشک بیشتر میترسم ! از باز کردن سفره دلم پیشش، از هزینه مالی... از نگرش بقیه ...

ترسم !ترسم ...