انگیزه بچه هامون ته کشیده، اگه کسی هم به خودش زحمت میده میاد کلاسها رو ،صرفا برای نموندن تو خوابگاهه و یه ذره نظم گرفتن زندگی بی معنی دانشجویی! وگرنه با این وضع تدریس ،هیچ کس مشتاق یادگیری نیست. 

هر چی که الآن بلدیم ،همه از خوندن های خودمونه نه تدریس استادها. 

آقا اصلا ما بی حوصله ،تنبل ... تو عه استاد ،اگه زمزمه ی محبت و جذابیت تو تدریس داشتی ،من دانشجوی گریز پا که فقط از ترس غیبت و حذف شدن دانشگاه رو میام ، با کله هم که شده ، با تمام نیرو آماده ی کلاسها میشدم !

از بعضیاشون اگه اسلایدها و پاورپوینت هاشون رو بگیری، هیچی برای گفتن ندارن... دریغ از اندکی مهارت کنترل کلاس ، مهارت تدریس !انگار رباتی که بهش فرمان داده شده فقط یه چیزایی رو اونم با تون صدایی که فقط خودش و دو ردیف اول میشنوه، بلغور میکنه😐

من نمیبخشم ،عوامل سیستمی رو که بودجه ی مختص آموزش پزشکی رو اینجوری حروم میکنن ... لعنت به پارتی ،لعنت به هرچی تبصره !

دیگه دارم حق میدم به خودمون به خاطر رخوتها و بی انگیزگی هامون :/