این چند روز پر از حرف بودم، کلی حس و حال بود که میتونستم درباره شون پست بذارم ...

اما هی نشد و نشد ! هم سرم شلوغ بود ،هم دلم به نوشتن نمیومد

 

امروز از اون روزا بود که بدون دلیل ، دل و دماغ نداشتم. نه نگرانی و نه ناراحتی . فقط دلم میخواد تو خونه بشینم ،تو اتاق مشغول خودم باشم . بهترین آدم زندگیم الآن پیشمه ها ! ولی حوصله اش رو ندارم!!حتی دلم میخواد بزنم لهش کنم ...ولی همین من وقتی که رفتش دلتنگش میشم !

بدجوری درون گرا شدم ... 

من نمیدونم اسم این مرض چیه! همیشه از تنهایی مینالم ولی حوصله کسی رو هم ندارم 🙁