از اونجایی که میدونم خیل عظیم جمعیت وبلاگ رو، دوستان کنکوری تشکیل میدن، ترجیح دادم یه صحبت اوچولو بکنم در این باره برخلاف ندایی که از درون هی منو نیشگون میگیره که هی !تو کوچیک تر از اونی هستی که بخوای نصیحت بکنی .

 این چیزی که میخوام بگم رو پای نصیحت نذارید. بذارید پای تجربه کسی که وارد وادی شده که از بیرون گلستانه و از درون ،پوچه... تا قبل از ورود و حتی اوایل ورود ،همه چیز خیلی رویایی به نظر میاد ولی از یه جایی به بعد نه تنها مزه نداره ،که متوجه میشی چه هزینه سنگینی رو داری از عمرت پای سیستم معیوب آموزش پزشکی ایران میذاری .

میدونی رفیق ؟ چیزایی که خوام بگم رو این روزا بس که شنیدی برات شدن کلیشه اما خب واقعا همینه .

یک این که ،شک نکن اگه خیری برات توش باشه ،خدا تو رو همون جا میذاره . آخه اون از ده سال دیگه ی تو هم باخبره !

دو اینکه عمر گذروندن پشت کنکور نکبتی ،که هی هر سال سخت تر هم میشه چیزی به جز تباهی جوونی نداره. به شرطی بشین پشت کنکور که مطمئن باشی خیلی بهتر از قبل قراره بخونی و استراتژی رو بلد شدی و روح و روانت کشش و تحمل دوباره خوانی درسای مزخرف رو داره. وگرنه، برو دنبال زمینه های دیگه . این همه داوطلب رشته تجربی، که بیش از 80% شون (چه درس خون و چه درس نخون ) آرزوی روپوش سفید دارن ،آیا واقعا برای کار درمانی ساخته شدن ؟ قطعا نه! 

دیروز تو کلاس زومبا ،مربی نیومد و شاگردش جاش ایستاد. یه دختر 23 ساله ی بشاش و ترگل برگل . یه چند دقیقه باهم صحبت کردیم . گفت به اصرار پدر و مادرم رفتم تجربی اما ادبیات رو دوست داشتم و بعد از یک سال کنکور تجربی افتضاح ،سال بعد تغییر رشته دادم و وارد رشته ادبیات شدم . گفت اگه دست خودم بود کلا قید تحصیلات رو میزدم و زومبا رو حرفه ای تر انجام میدادم. (هم زمان یاد فیزیوپات هامون افتادم که اونا هم همین سن و سال رو دارن، اما روحیه اونا کجا و این کجا !)

حالا ،یه زومبا دنسره و از انتخابش کلی راضیه .جدا میگم که حرکاتش رو خیلی قشنگ تر از مربی انجام میداد !

یا پسره برق کار دیشبی . گفت بعد از سربازی وایسادم ور دست یه برق کار با تجربه ،کار یاد گرفتم. همون ده دقیقه که اومد برق کشی مون رو درست کرد، 200 هزار تومن پول گرفت😬 همون موقع یادم افتاد به پسرهمسایه خونه قبلی مون که به اصرار باباش رفت رشته برق (دانشگاه شیراز ) و همچنان تو سرزنان دنبال کار میگرده:/

 میبینی ؟وقتی کورکورانه و رویایی فکر نکنی و ببینی خواسته دلت واقعا چیه، توی حرفه ات زبون زد میشی. چه قدر زیادن پزشکایی که تخصص دارنا ،ولی چون کارشون خوب و دقیق نیست، مطبشون خالیه!( و خب برعکسش هم هست )

خلاصه که ، بشین دودوتا چهارتا کن

ببین واقعا تو چی میتونی شکوفا و زبون زد بشی

مبارزه کن با تمام چیزایی که مجبورت میکنن این راه باطل جوونی ات رو ازت بگیره :)